شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 15 آذر ماه سال 1386 ساعت 01:05 AM

بعضی زخما تو زندگی دیر خوب می شه..شایدم هیچ وقت خوب نشه و هر وقت یادش بیفتم بی اختیار صورتم خیس خیس بشه...با اینکه اینجا خلوته باز هم راحت نیستم..اصلا دیگه با خودم هم راحت نیستم...

حسای جدیدی دارم تجربه می کنم..بیشترینش بخشش و گذشتنه..از چیزی که فکر می کردم هیچ وقت نتونم...هنوز هم باید صبر کنم ...