شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 24 آذر ماه سال 1386 ساعت 8:49 PM

توی یه رابطه دو نفره خیلی راحت می شه خوشبخت شد اگه پامونو از خط ها نذاریم اونورتر..وقتی همیشه عشقمون نو باشه همیشه خوشبختیم...توی نگاهت یه دنیا خواستنه...خدا می دونه چقدر دلم تنگشه...

دا وی دات یو استر استارتس ا فایر این می...

امتحانمو خراب کردم...امتحانی که خیلی راحت می شد نمره کاملو ازش گرفت شاید نصف نمره هم نگیرم...نمی دونم چم شده بود که هی عددا رو قاطی پاتی می نوشتم..امتحان دیجیتال که واسم آب خوردن بود...بعد از امتحان حالم خیلی خراب بود... نتونستم باهاش درست حرف بزنم..اونم هر چی می گفت که بابا عب نداره مهم نیست حالم بدتر می شد....انقدر سر امتحان استرس گرفته بودم که لپام قرمز شده بود  و دست چپم گرفته بود..وقتی قطع کردم اشکام ناخوداگاه می یومد...به مامان زنگ زدم.بدجوری سرما خورده و خبر نداشت که امتحان فاینال داشتم...بازم حالم بهتر نشد..زنگ زدم بهش و یکم دیگه باهاش حرف زدم..این دفعه دیگه آروم شده بودم...آرومه آروم..هنوزم یاد امتحان می یفتم حرصم می گیره و از هیچ کس عصبانی نیستم جز خودم!‌ شاید چون خیلی راحت گرفته بودمش اینجوری شد!‌ تا من باشم بشینم درس بخونم...

به مامان گفتم اگه می دونستی و دعا کرده بودی اینجوری نمی شد..به دعاش خیلی اعتقاد دارم...هر وقت دعا کنه آروم می شم و بهترین نتیجه ها رو می گیرم...امروز که حالش بد شده بود انقدر دستپاچه شده بودم که نمی دونستم چی کار کنم جز اینکه دستاشو بگیرم بلکه آروم بشه و آروم بشم...خدایا همیشه سلامتش نگه دار تا خنده هاشو ببینم..

پ.ن: دوست دارم تعداد خواننده هام محدود باشه.