شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387 ساعت 00:38 AM

خب...

این دفعه حسابی آه و ناله و غم و غصه دارم که بگم...بدنم درد می کنه از این همه اتفاق...از این هفته سخت و گند! از این زندگی و سرنوشت خانوادم...

عجیب نیست؟ این همه سختی اونم یه هو...

می گن چشم و نظره...

شایدم جادو جنبله!‌ از ایند دعاها که می گن زندگی رو به آتیش می کشه..

بندازم تقصیر خدا؟

شکر کنم بگم خدا داره امتحان می کنم؟

کدومش؟

شکر می کنم.