شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

خالیم...پر از خالی!

زیاد گریه نمی کنم. وقتی هم گریه کنم نمی ذارم کسی اشکامو ببینه..امروز توی مولودی..وقتی دف می زدن...یه هو نمی دونم چم شد که هر کاری می کردم نذارم اشکام بیاد نمی شد...کلی هم خودمو فحش می دادم که خره حالا همه او سایه و خط چشمت می یاد پایین هیولا می شی...اما دیگه مهم نبود...وقتی هم اومدیم بیرون با لیلا تا سر جاده فشم رفتیم و گریه کردم(‌:دی آدم بی جنبه به من می گن) نم بارون هم که یه پنج دیقه ای کلی حالمو جا آورد...خالیم پر از خالی...

پ.ن:دلم برای نگاهش..دلم برای صداش...فقط برای یک لحظه...دیگه دل نیست...

نظرات 2 + ارسال نظر
روهام پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:40 ب.ظ http://rooham.blogfa.com

بابا یعنی چی جلوی خودتو می گیری. بی خیال جونم.. بزن زیر گریه بزن زیر خنده... رها باش... مثل آب خودت رو بسپار به سرازیری ایشالا یه روز اقیانوس شی... اقیانوس ارام البته اقیانوی هند اصلا چیز جالبی نیست... در مورد داداشی شما هم خدا بهش سلامتی بده و البته من تا سه هزار تا دکتر رو جون به لب نکنم زیر دستشون لیز نمی خورم.

آخه من بی جنبه م جلو خودمو نگیرم اونجا بهم می ریزه:دی

مرگ قسطی جمعه 22 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 01:28 ق.ظ http://paradoxical.blogfa.com

شما کامنت هات بسی مایه خرسندی ما هست منتها یه خورده زیر دیپلمی بزن بفهمیم چی میفرمایید...اوه اوه فشم...یه دست که احتمالا تا حد مرگ بالا رفته و خوشحالی کرده-مربوط به دست زدن تو مولودی و این حرفا- و یک دل سیر زاریدن...از اون بدتر وای مصیبتا...پاک شدن سایه و ریمل و خط چشم و احتمالا روژ لب و رژ گونه و خط لب و نمیدونم جونم برات بگه دیگه بلد نیستم...همین...

بابا ایول شما که خوب بلدی دیگه چی می خوای بلد باشی؟ داداش من هنوز به رژ لب میگه ماتیک و به رژ گونه می گه سرخاب و به ریمل میگه از اونا که مژه رو سیاه می کنه و...:))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد