شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

فرهنگمونو باید گل گرفت!

ورقه های چرک نویسی که چند تا برنامه روش نوشته بودم رو یکی یکی بیرون می کشیدم..تپش قلبم بند نمی یومد. ورقه های رو با حرص مچاله می کردم و احساس درد توی دستام حس خوبی بهم می داد..حداقلش تپش قلبم رو فراموش می کردم...

درس بخونم که چی؟ یکی اینو به من بگه...این همه  برم و بیام هر روز..بابا با جون و دل این همه هزینه کنه ...به خاطر درس و دانشگاه عید نداشته باشم تابستون نداشته باشم..روز اول نوروز سر کلاس باشم و وقتی همه مسافرتن امتحان داشته باشم...برای مراسم داداشم نباشم و نصف سال تنها باشم و توی خونه پشت این لپ تاپ لعنتی یا تایپ کنم یا بخونم یا آهنگ گوش کنم..بعد چند سال دیگه هم که ازدواج کردم آقای بالاسر دستور بده که نمی شه کار کنی خوشم نمی یاد زنم کار کنه...دلیلاشون که به خودشون مربوطه و انقدر منطق مردانه درش هست که ما زن ها نمی تونیم درک کنیم...

درس بخونم که چی؟‌  این همه جوونیمو بذارم واسه یاد گرفتن چیزی که دوسش دارم و آخرشم برم آشپزی کنم و یادم بره که درسیم خوندم؟؟؟...هدف واسه ما زنا یعنی کشک!!! آرزو داری پیشرفت کنی؟ نمی شه پس کی بچه رو بزرگ کنه؟ آدم وقتی دو تا کارو با هم انجام بده به یکیش درست حسابی نمی رسه. زن که نمی تونه هم بیرون کار کنه هم تو خونه کلفتی کنه بعدش هم بچه داری کنه..بچه بد تربیت می شه...

اوووه چه رویاها داریم ما دخترکان بیچاره...فکر می کنیم شوهر می کنیم و می شه واسمون دوست..همسر...کنارمون می یاد کمکمون می کنه که خودمون باشیم...دیگه اون دوران گذشته که زن کلفت باشه...شوهرم منو آدم حساب می کنه و توی قفس زندگی زناشویی دست و پامو نمی بنده...مثل یه پرنده آزادم و می تونم درسمو ادامه بدم و راضی باشم...همش رویاست...

مرد مرد مرد.....

زندگی فقط دوست داشتن دیگری نیست...پس خودم چی؟ 

بچگی می کنم

دلم می خواد مثه بچگیام فقط بخندم و ندونم سختی فردا یعنی چی