از دیروز تاحالا دارم فکر می کنم که چرا هیچ هنری نداریم...چرا در هیچ زمینه ای به قول گفتنی استاد نیستم..چرا هیچی حالیم نیست...اصلا از کجا باید شروع کرد...خب از چی باید شروع کرد..موسیقی؟ نقاشی؟ رقص؟ نوشتن؟ خوندن؟...الان دچار دپسردگی شدم که چرا من هیچی بلد نیستم که حداقل خودم بهش افتخار کنم:(...چقدر دلم می خواست بلد بودم یه سازی بزنم...یا مثلا نقاشی کنم......تا اینجا یعنی تا این سن یاد گرفتن این چیزا دست من نبوده...یادمه بابام همیشه با کلاسای بیرون مخالف بود! اما الان دیگه دست خودمه...من باید یه حرکتی بکنم...اینجوری نمی شه!
دوست داشتم امسال که می یام ایران برم چند تا کلاسی که دوست دارم اسم بنویسم...اما واقعا رفت و آمدش مشکله...اونم واسه من که نمی دونم چرا یه روز که می رم بیرون تا چند روز حال تهوع می گیرم...به بابا هم هر چی اصرار می کنم یه ماشین اوتومات بگیره من بتونم رانندگی کنم گوش نمی کنه...پس با همه اینا نتیجه می گیریم که من بی هنر باقی خواهم ماند:(
پ.ن: هنوز مسیج می ده و زنگ می زنه...من هم نرم تر شدم و در عین حال بی احساس تر.
حواستان را جمع کنید در رابطه با اس ام اس و نرمی... نه که بترسونمت..اما کاره...یهو یه اتفاقاتی می افته من بعدا حوصله ندارم ناز شما رو بکشم ها ؛)
بعد هم اینکه شما بی هنر نیستی اما بهانه نیار... ببین من n ساله میخوام برم کلاس نقاشی و تار... هنوز نرفتم...منو ببین درس عبرت بشه برات :دی
:))
این دفعه که برگردم کلاس ورزش اسم می نویسم اما خدایی ترم شروع بشه وقت نوشه:(
به نظرم بهتره بشینی یه کم کتاب درباره هنرهایی که دوست داری بخونی البته نه خیلی کتاب های تخصصی بیشتر کتاب های جهت آشنایی و این صوبتا... اصلا بشین کتاب بخون یه کم به نظرم میاد خیلی بی سوات باشی!!!! دی :
بله بله:دی
به قول دوستی میگفت شده ایم یک اقیانوس با عمق یک سانتیمتر!..یعنی تو هر چیزی یه اروغ کوچیک و در همون سطح موندن...باید بگردی ببینی چی بیشتر بهت میس سازه..همون و دنبالش کنی...با روهی هم موافقم..
در کدوم مورد با روهی موافقی:))؟
به من همه چی می سازه! با استعداد تر از من نیس تو این مرزو بوم:دی
این کامنت پایینی بدون اسم رفت...
فاطمه جون از آشناییت خوشحالم. راستی در مورد بی هنر بودن و باقی ماندن . به نظرم هر چیز رو هر وقت شروع کنی دیر نیست. مهم استارت هست. اگه بگم من چه کارهایی رو تو چه زمانهایی شروع کردم شاخ در می یاری. رانندگی هم تو تهران وحشتناکه و در واقع ماشین دنده اتوماتیک مشکل رو حل نمی کنه ماشین با دوتا بال احتیاج داری. من خودم که عاشق رانندگی ام وقتی می یام بیرون دیوانه می شم. و اونقدر عصبی می شم که گاهی دعوام می شه. راستی با اجازه من شما رو لینک کردم.
حالا من یه چیزی به بابام می گم تو چرا باور می کنی:دی من اصن می ترسم اینجا رانندگی کنم کنار راننده هم می شینم از استرس سر درد می گیرم و کلی رو اعصاب رانندم!
مرسی عزیز دلم
چه خبره اینجا؟ :|