شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

.

بعضی وقتها واقعا فکر می کنم بودنم در این دنیا اشتباهی بوده است. انگار که من برای این دنیا نیستم. کاش حداقل یک چیز فقط یک چیزش خوشحالم می کرد...

خدایا من دنیای دیگری می خواهم. داری؟

پ.ن: دیگر شب را دوست ندارم.

نظرات 3 + ارسال نظر
مرگ قسطی چهارشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 01:43 ق.ظ http://paradoxical.blogfa.com

اول که سیگار خوب است٬حالا تو اگه نمیکشی و به جاش ارام بخش میخوری من بهتر نیست بیام با کله برم تو صورتت؟:دی
بعدشک که سرکار فاطمه خانوم بودن همه مان در این دنیا اشتباهی بوده٬و گرنه که هیچ کس راهشو گم نمیکرد ومثل ادم می چسبید به این ها....از این دلخوشکنک های کوچولو موچولو تا قبل از رفتن به خارجه ات واسه خودت پیدا کن...نمیدونم هر چی که بیشتر باهاش حال میکنی و نسبت بهش راحت تری...
...و من الله توفیق!

همون یک بار رو در طول عمرم نوش جان کردم و بس!‌ خیلی هم عصبانیم که چرا ضعیف بوده ام!خواستی بیا یکم دعوا کنیم.پایه ام!

ممنون از راهنماییت

روهام چهارشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 06:04 ق.ظ http://rooham.blogfa.com

خواستغار خیلی خوب است. از هیچی که بهتر است. نیست؟

فرقی هم می کند؟

مرمر چهارشنبه 3 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 09:19 ق.ظ http://fancysilk.blogfa.com

خدا : عزیزم باید سعی کنی توی همین دنیا خوش باشی. من هنوز دنیای دیگه ای درست نکردم که تو رو بفرستم توش.
در ضمن شب به این قشنگی با یه عالمه ستاره خوشگل آفریدم اونوقت تو بنده ناشکر می گی دوستش نداری.

تو اگه خدای فاطمه باشی سه سوته اون دنیایی که فاطمه می خواد رو می سازی...بازم اگه تو خدای فاطمه ای این حق رو به فاطمه می دی که بعضی چیزات رو دوست نداشته باشه! چون تو فقط مال اونی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد