شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

بابایی حالش خوب شده...

مامان اینا هم اومدن و اوضاع خوبه...

استادام خیلی باحالن کلی باید ازشون بگم که تو دلم مونده...

به جز یکی از کلاسام تو هیچ کلاسیم ایرانی نیست:(

تا چند روز دیگه اینترنت اتاقم وصل می شه اون موقع راحت تر می نویسم...

نظرات 5 + ارسال نظر
نرگس شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 10:03 ب.ظ

ااااااااا..به سلامتی...چقدر خوبه که اینقدر همه چیز خوبه:) همیشه شاد باشی دخترک

بارون یکشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 11:40 ق.ظ

خدا رو شکر. همیشه سلامت باشن انشاا... :)

راد یکشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 12:16 ب.ظ http://www.mycity0dez.blogfa.com

وب جالبی بود...
البته برای دونستن هر پست باید پست قبلی رو میخوندی...
اینطوری بود که من تقریبا کل وبلاگ رو خوندم.!!

راد دوشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 12:44 ق.ظ http://www.mycity0dez.blogfa.com

سلام .

راد اسم پسره و به معنی راستگو وصادق...

و بعدشم اینکه چرا آدرس وبتون رو کامل ندادین؟

دهنم سرویس شد تا پیداش کردم!

سجاد دوشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 10:08 ق.ظ

:)
مراتب خوشحالی خودم رو قبلا خدمتتون عرض کردم :))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد