نمی شه هر کاری می کنم دوری مامان رو به روی خودم نیارم نمی شه...امروز که زنگ زده بود از بغض نمی تونستم جوابشو بدم..نمی دونم شاید این سه هفته خیلی سخت بوده..و دوری مامان بابا فقط یه بهانه ست تا من خودمو بیشتر لوس کنم...
عروس خانوم ما هم نمی یاد ..حالا بگین خواهر شوهر بازی در نیارم...من که از خدامه نیاد:دی اما خب داداشم گناه داره..اون غصه بخوره انگار من غصه می خورم:(..
دلم خیلی پره خیلی!!!!
خدا بهت صبر بده فاطمه جان خدا بهت صبر بده...
.
.
امضا : جحت الاسلام و المسلیمن خودم!
الهی بگردم..پاشو بیا تهران پیش خودم
دیشب خواب دیدم..که خوشحالی..کنار مادرت..می خندیدین با همدیگه...زود تموم میشه این روزها...وقتی تموم شد و نگاه کنی می فهمی که چقدر کوتاه بود :)