باز هم مسافرم رو دیدم...امروز به طرز عجیبی با همه ی برنامه ی شلوغی که داشت می خواست ببینم...البته بگذریم که دو ساعتی معطل شدم و حسابی خسته م کرد... می گفت نتیجه ی بد این دیدن ها معتاد شدنش بهم و بیشتر و بیشتر وابسته شدنشه...نمی دونم چرا فکر می کنم هی دازنت لاو می ایناف !
نمی دونم..باید صبر کنم.... خیلی صبر...
حس می کنم دارم گند می زنم تو زندگیم.
میترسم...
از این همه دروغ... عجیب میترسم.
توام می گی دروغ می گه؟