شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

وقت ندارم

زندگی می گذره... 

وقت ندارم... 

اما نیمه شب ها که بیدار می شم حتی واسه چند ثانیه نمی تونم فکر نکنم. 

نظرات 1 + ارسال نظر
... چهارشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 03:09 ب.ظ

سلام دوست مجازی من...یا مجازا دوست...روبه راهی...دنیا جای خوبیه برای زنده موندن...اینو بهت قول میدم... اگه حتی عشق هم دروغ باشه...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد