شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

شراب تلخ

شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش... که تا یکدم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش

باورم نمی شه

 من هنوز همون شور و شوق سابق رو دارم...نمی تونم چیزی بنویسم..هیچ کاری هم ازم بر نمی یاد..دارم از هیجان می ترکم...فک نکن این هیجان از خوشحالیه..نه!‌یه حال خاصی...یه مخلوطی از ترس و دلهره و خوشحالی و ناراحتی و بغض... 

سرما خوردگیم بد و بدتر شده..تمام بدنم درد می کنه بسکه سرفه کردم..اعصابم ضعیف تر شده.. 

امروز جمعه بعد  از ۴۷ روز...

نظرات 1 + ارسال نظر
... شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 11:30 ق.ظ http://thornapple.blogfa.com

سلام...و هنوز در تب وتابی... انرژی خواهد گرفت...بپا... هر گاه خسته شدی... ما هستیم... نگرانم نکن...خا؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد