یک لحظه انقدر ترسیدم که تمام بدنم می لرزید....هنوز هم می لرزم..
از دیروز غذا نمی خورم...
می ترسم از اتفاق ها...می خوام فراموش کنم همه چیو...
امیدوارم چیزی نشه..نمی دونم چرا انقدر می ترسم..دیگه داشتم عصبانیش می کردم.